سفر به اصفهان نصف جهان........
سلام سلام به پسر عزیییییزم، بالاخره ما راهی اصفهان شدیم و بعد از 5ماه اومدیم پیش باباجان و مامان جان و خاله ها .اومدن ما یک دفعه ای شد اصلا قرار نبود بیایم که صبح خاله فاطمه اینا که کرج بودن زنگ زدن و گفتن اگه دوست داریم باهاشون بریم منم که دلم واسشون یه ذره شده بود سریع کارهامو کردمو با خاله فاطمه اومدیم اصفهان .خاله عطیه نمیدونست داریم میریم پیشش وقتی ما را دید حسابی ذوق کردو از خوشحالی گریه میکرد الان هم شاید تا عیدبمونیم البته هنوز معلوم نیست منم که خونه تکونی نکردم شاید بره واسه ی بعد از عید تا بینیم چی میشه شما هم که آقا شدی و اصلا غریبی نمیکنی،فردا شب هم عروسی دعوتیم خدا کنه پسر خوبی باشی. ...
نویسنده :
مامان عالمه
17:59












